فرهنگ آریان‌پور

سم

#۱۲۰٬۳۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

hoof

سم، کفشک، حیوان سم دار، به اسم زدن، لگد زدن، پاى کوبیدن، رقصیدن، به شکل سم

۲

cloot

سم، شکاف سم، شیطان

۳

nail

ناخن، سم، چنگال، چنگ، میخ، میخ سرپهن، گل میخ، با میخ کوبیدن، با میخ الصاق کردن، به دام انداختن، قاپیدن، زدن، کوبیدن، گرفتن

۴

venom

زهر، سم، زهر مار و عقرب و غیره، کینه، مسموم کردن، مسموم شدن

۵

toxin

زهرابه، ترکیب زهردار، داروى سمى

۶

poison

زهر، سم، شرنگ، زهر آلود، سمى، مسموم کردن

۷

toxicant

مسموم کننده، سمى، مسموم، زهر، سم، داروى سمى

۸

bane

مایه ى هلاکت، زهر (در ترکیب)، جانى، قاتل، مخرب زندگى