فرهنگ آریان‌پور

سلیس

#۱۲۰٬۳۰۳

معنی‌های انگلیسی
۱

easy

آسان، سهل، بى زحمت، آسوده، ملایم، روان، سلیس

۲

glib

روان، سلیس، چرب زبان، زبان دار، لیز، لاقید

۳

fluent

روان، سلیس، فصیح

۴

liquid

مایع، آبگونه، چیز آبکى، روان، سلیس، (در مورد کالا) نقد شو، پول شدنى، سهل و ساده

۵

smooth

سطح صاف، قسمت صاف هر چیز، هموار، نرم، روان، سلیس، بى تکان، بى مو، صیقلى، ملایم، دلنواز، روان کردن، آرام کردن، تسکین دادن، صاف شدن، ملایم شدن، صاف کردن، بدون اشکال بودن، صافکارى کردن، صاف، هموار کردن

۶

voluble

پر حرف، روان، سلیس، چرب و نرم، خوش زبان

۷

pellucid

شفاف، حایل ماوراء، بلورین، روشن، سلیس

۸

versatile

داراى استعداد و ذوق، روان، سلیس، گردان، متحرک، متنوع و مختلط، چند سو گرد، تطبیق پذیر، همه کاره

۹

limpid

زلال، صاف، ناب، روشن، خالص

۱۰

perspicuous

واضح، صریح، روشن، شفاف silvertongued