فرهنگ آریانپور
سلیس
#۱۲۰٬۳۰۳
easy
آسان، سهل، بى زحمت، آسوده، ملایم، روان، سلیس
glib
روان، سلیس، چرب زبان، زبان دار، لیز، لاقید
fluent
روان، سلیس، فصیح
liquid
مایع، آبگونه، چیز آبکى، روان، سلیس، (در مورد کالا) نقد شو، پول شدنى، سهل و ساده
smooth
سطح صاف، قسمت صاف هر چیز، هموار، نرم، روان، سلیس، بى تکان، بى مو، صیقلى، ملایم، دلنواز، روان کردن، آرام کردن، تسکین دادن، صاف شدن، ملایم شدن، صاف کردن، بدون اشکال بودن، صافکارى کردن، صاف، هموار کردن
voluble
پر حرف، روان، سلیس، چرب و نرم، خوش زبان
pellucid
شفاف، حایل ماوراء، بلورین، روشن، سلیس
versatile
داراى استعداد و ذوق، روان، سلیس، گردان، متحرک، متنوع و مختلط، چند سو گرد، تطبیق پذیر، همه کاره
limpid
زلال، صاف، ناب، روشن، خالص
perspicuous
واضح، صریح، روشن، شفاف silvertongued