فرهنگ آریانپور
سلطه
#۱۲۰٬۱۸۶
domination
سلطه، تسلط، غلبه، استیلا، تفوق، تحکم، چیرگى
yoke
(yolk =) ـ یوغ، میله عریض، سلطه، (مجازى) اسارت، بندگى عبودیت، در زیر یوغ آوردن، جفت کردن، (مجازى) وصل کردن، زرده تخم مرغ، (زیست شناسى) محتویات نطفه
sway
این سو و آن سو جنبیدن، تاب خوردن، در نوسان بودن، تاب، نوسان، اهتزاز، سلطه حکومت کردن، متمایل شدن یا کردن و به عقیده اى
mastery
اربابى، سلطه
ascendancy
فراز، علو، بالا، تعالى، سلطه، تفوق، مزیت، استیلا
ascendency
فراز، علو، بالا، تعالى، سلطه، تفوق، مزیت، استیلا
sovereignty
(sovranty =) ـ سلطه، حق حاکمیت، پادشاهى، قدرت
reign
سلطنت، حکمرانى، حکومت، حکمفرمایى، سلطنت یا حکمرانى کردن، حکمفرما بودن
empire
امپراتورى چند کشور که در دست یک پادشاه باشد، فرمانروایى
dominion
سلطنت، حکومت، ملک (molk)، قلمرو
government
دولت، حکومت، فرماندارى، طرز حکومت هیئت دولت، عقل اختیار، صلاحدید