فرهنگ آریان‌پور

سلطه

#۱۲۰٬۱۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

domination

سلطه، تسلط، غلبه، استیلا، تفوق، تحکم، چیرگى

۲

yoke

(yolk =) ـ یوغ، میله عریض، سلطه، (مجازى) اسارت، بندگى عبودیت، در زیر یوغ آوردن، جفت کردن، (مجازى) وصل کردن، زرده تخم مرغ، (زیست شناسى) محتویات نطفه

۳

sway

این سو و آن سو جنبیدن، تاب خوردن، در نوسان بودن، تاب، نوسان، اهتزاز، سلطه حکومت کردن، متمایل شدن یا کردن و به عقیده اى

۴

mastery

اربابى، سلطه

۵

ascendancy

فراز، علو، بالا، تعالى، سلطه، تفوق، مزیت، استیلا

۶

ascendency

فراز، علو، بالا، تعالى، سلطه، تفوق، مزیت، استیلا

۷

sovereignty

(sovranty =) ـ سلطه، حق حاکمیت، پادشاهى، قدرت

۸

reign

سلطنت، حکمرانى، حکومت، حکمفرمایى، سلطنت یا حکمرانى کردن، حکمفرما بودن

۹

empire

امپراتورى چند کشور که در دست یک پادشاه باشد، فرمانروایى

۱۰

dominion

سلطنت، حکومت، ملک (molk)، قلمرو

۱۱

government

دولت، حکومت، فرماندارى، طرز حکومت هیئت دولت، عقل اختیار، صلاحدید