فرهنگ آریان‌پور

سلسله

#۱۲۰٬۱۱۷

معنی‌های انگلیسی
۱

nexus

سلسله، پیوند، اتصال، رابطه، رابطه داخلى، گروه متحد

۲

dynasty

سلسله، دودمان، خاندان پادشاهان، آل

۳

run

(past: ran ; past participle: run) ـ راندن، رانش، دایر بودن، اداره کردن، دویدن، پیمودن، پخش شدن، جارى شدن، دوام یافتن، ادامه دادن، نشان دادن، ردیف، سلسله، ترتیب، محوطه، سفر و گردش، رد پا، حدود، مسیر، امتداد

۴

ghat

(ghaut =) ـ گردنه، رشته، سلسله، سلسله کوه، پلکان

۵

rank

رتبه، رتبه بندى کردن، (در مورد جانور) طلب شده، ترتیب، نظم، شکل، سلسله، مقام، صف، ردیف، قطار، رشته، شان، آراستن، منظم کردن، درجه دادن، دسته بندى کردن، انبوه، ترشیده، جلف

۶

chain

زنجیر، کند و زنجیر، حلقه، (مجازى) رشته، سلسله زنجیر کردن

۷

ghaut

(ghat =) ـ گردنه، رشته، سلسله، سلسله کوه، پلکان

۸

catena

زنجیر، رشته، سلسله

۹

flight

گریز، پرواز، مهاجرت (مرغان یا حشرات)، عزیمت، پرواز کردن، فرار کردن، کوچ کردن، یک رشته پلکان، سلسله

۱۰

phylon

(phylum =) ـ نژاد، قبیله، اجداد، سلسله، دودمان، راسته

۱۱

phylum

(phylon =) ـ نژاد، قبیله، اجداد، سلسله، دودمان، راسته

۱۲

series

سرى، رشته، سلسله، ردیف، صف، مجموعه، رده، دنباله

۱۳

string

(past: strung ; past participle: strung) ـ زه، زهى، نخ، ریسمان، رشته، سیم، ردیف، سلسله، قطار، نخ کردن (با سوزن و غیره)، زه انداختن به، کشیدن، ریش ریش، نخ مانند، ریشه اى، چسبناک، دراز، به نخ کشیدن (مثل دانه هاى تسبیح)، بصف کردن، زه دار کردن، رشته کردن

۱۴

system

همست، همستاد، روش، طریقه، سلسله، رشته، دستگاه، جهاز، طرز، اسلوب، قاعده رویه، نظم، منظومه، نظام، سیستم واژه هاى شامل system ـ (54)

۱۵

catenae

زنجیر، رشته، سلسله

۱۶

genealogy

شجره النسب، شجره نامه، نسب، سلسله، دودمان

۱۷

gradation

درجه بندى، سلسله، درجه، تدریج، (در هنرهاى زیبا) انتقال تدریجى، ارتقاء