فرهنگ آریان‌پور

سلب صلاحیت‌ کردن

#۱۲۰٬۰۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

disqualify

سلب صلاحیت کردن از، شایسته ندانستن، مردود کردن (در امتحان و غیره)

۲

incapacitate

ناقابل ساختن، سلب صلاحیت کردن از، بى نیرو ساختن، از کار افتادن، ناتوان ساختن، محجور کردن

۳

disbar

(حقوق) از شغل وکالت محروم کردن

۴

disable

ناتوان ساختن، از کار انداختن، ناتوان کردن، عاجز کردن، زله کردن، (حقوق) فاقد صلاحیت قانونى کردن