فرهنگ آریان‌پور

سکوت

#۱۱۹٬۷۷۳

معنی‌های انگلیسی
۱

mum

مادر، خاموشى، سکوت، شخص خاموش، ساکت بودن

۲

calm

آرامش، بى سر و صدایى، آسوده، سکوت، آرام، ساکت، ساکن آرام کردن، ساکت کردن، فرو نشاندن

۳

still

آرام، خاموش، ساکت، بى حرکت، راکد، همیشه، هنوز، باز هم، هنوزهم معذلک آرام کردن، ساکت کردن، خاموش شدن، دستگاه تقطیر، عرق گرفتن از، سکوت، خاموشى

۴

silence

خموشى، خاموشى، سکوت، آرامش، فروگذارى، ساکت کردن، آرام کردن، خاموش شدن

۵

doldrums

(جغرافى) منطقه آرامگان استوایى، سکوت، افسردگى، منطقه رکود

۶

quietism

آرامش گرایى، فرقه متصوفه اهل سکوت، تسلیم، سکوت

۷

reticence

(reticency =) ـ خاموشى، سکوت، کم گویى

۸

reticency

(reticence =) ـ خاموشى، سکوت، کم گویى

۹

taciturnity

کم حرفى، خاموشى، سکوت، آرامش

۱۰

rest

آسایش، استراحت، محل استراحت، آسودن، استراحت کردن، آرمیدن، تجدید قوا، کردن، تکیه دادن، متکى بودن به، الباقى، نتیجه، بقایا، سایرین، دیگران، باقیمانده

۱۱

hush

خاموش کردن، آرامش دادن، مخفى نگاه داشتن، آرام شدن، صدا در نیاوردن، ساکت، آرام، خموش، باغبانى

۱۲

peace

صلح وصفا، سلامتى، آشتى، صلح، آرامش

۱۳

quiet

(quieten =) ـ آرام کردن، تسکین دادن، ساکت کردن، خموش، آرامش، سکون، رفاه، آرام، ساکن، خاموش، بیصدا

۱۴

quietude

(quietness =) ـ آرامش، سکون stillness

۱۵

quietness

(quietude , repose =) ـ آرامش، سکون