فرهنگ آریانپور
سک
#۱۱۹٬۶۳۷
goad
سیخک، سیخ، خار، مهمیز، انگیزه، تحریک کردن، آزردن، سک، سک زدن
prod
سیخ زدن، سک زدن، برانگیختن، ترغیب
dry
خشک، بى آب، اخلاقا خشک خشک کردن، خشک انداختن، تشنه شدن
dig
(past: dug ; past participle: dug) ـ حفر، کاوش، حفارى، کنایه، کندن، (مجازى) کاوش کردن، فرو کردن
neat
پاکیزه، تمیز، شسته و رفته، مرتب، گاو