فرهنگ آریان‌پور

سقوط

#۱۱۹٬۶۱۶

معنی‌های انگلیسی
۱

tailspin

سقوط، زوال، اضمحلال، گیجى و بیهوشى، سقوط کردن

۲

crack up

سقوط (هواپیما و غیره)، درهم شکستگى، خردشدن، متلاشى شدن

۳

drop

افت، سقوط، ژیگ، قطره، چکه، نقل، آب نبات، از قلم انداختن، افتادن، چکیدن، رها کردن، انداختن، قطع مراوده

۴

fall

(past: fell ; past participle: fallen) ـ خزان، پائیز، سقوط، هبوط، نزول، زوال، آبشار، افتادن، ویران شدن، فرو ریختن، پایین آمدن، تنزل کردن

۵

chute

شیب تند رودخانه، ناودان یا مجراى سرازیر، مخفف کلمه پاراشوت، (مجازى) سقوط، انحطاط، زوال

۶

crash

خرد کردن، درهم شکستن، ریز ریز شدن، سقوط کردن هواپیما، ناخوانده وارد شدن، صداى بلند یا ناگهانى (در اثر شکستن)، سقوط

۷

elapse

گذشتن، منقضى شدن، سپرى شدن، سقوط

۸

plumper

پستان مصنوعى، فربه کننده، دروغ محض، دروغ صرف، سقوط، شکست

۹

downfall

افت، سقوط، زوال، انحطاط، ریزش، بارش

۱۰

prolapse

پایین افتادگى، سقوط، پایین افتادن

۱۱

collapse

فرو ریختن، متلاشى شدن، دچار سقوط و اضمحلال شدن، غش کردن، آوار

۱۲

low dwon

خوار و خفیف، بى آبرو، بى شرف، بى شرمانه، حقایق امر، اصل حقیقت، سقوط

۱۳

lapse

نسیان، لغزش، خطا، برگشت، انحراف موقت، انصراف، مرور، گذشت زمان، زوال، سپرى شدن، انقضاء، استفاده از مرور زمان، ترک اولى، الحاد، خرف شدن، سهو و نسیان کردن، از مد افتادن، مشمول مرور زمان شدن

۱۴

plump

گوشتالو، فربه، چاق و چله، فربه ساختن، گوشتالو کردن، چاق شدن، صداى تلپ تلپ، محکم افتادن یا افکندن

۱۵

anticlimax

پاداوج، بیان قهقرایى (مثل " زنم مرد، مالم را بردند و سگم هم گم شد ")، بیانى که هر چه پیش مى رود اهمیتش کمتر مى شود، بیان قهقرایى نمودن

۱۶

precipitation

شتاب، دستپاچگى، تسریع، بارش، ته نشینى

۱۷

nose dive

شیرجه ناگهانى در هواپیما، تنزل ناگهانى قیمت، ناگهان شیرجه رفتن یا تنزل کردن