فرهنگ آریانپور
سقلمه زدن
#۱۱۹٬۶۰۹
poke
سیخونک، ضربت با چیز نوک تیز، فشار با نوک انگشت، حرکت، سکه، سکه زدن، فضولى در کار دیگران، سیخ زدن، به هم زدن، هل دادن، سقلمه زدن، کنجکاوى کردن، به هم زدن آتش بخارى (با سیخ)، زدن، آماس
bop
زدن، تصادف کردن، برخورد کردن، تصادم کردن، وزش، دمیدن
dig
(past: dug ; past participle: dug) ـ حفر، کاوش، حفارى، کنایه، کندن، (مجازى) کاوش کردن، فرو کردن
nudge
با آرنج زدن، سقلمه، اشاره کردن