واژههای فارسی←سفیر کبیرفرهنگ آریانپورسفیر کبیر#۱۱۹٬۵۵۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱embassador(ambassador =) ـ سفیر، ایلچى، سفیر کبیر۲ambassadorسفیر، ایلچى، پیک، مامور رسمى یک دولتواژههای نزدیک در الفباسفیدی که پشت گردن - روکلاهی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسفیرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسفیر - اعزام -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسفیر - همسر -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسفیر پاپمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسفیر زنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر