فرهنگ آریان‌پور

سفید کردن

#۱۱۹٬۴۹۱

معنی‌های انگلیسی
۱

whiten

سفید کردن، سفیدشدن

۲

Tin

قلع - (Sn)، عنصر جدول تناوبى با عدد اتمى 50 و جرم اتمى 118.710 گرم بر مول حلبى، حلب، قوطى، سفید کردن، با قلع یا حلبى پوشاندن، در حلب یا قوطى ریختن، حلب کردن

۳

tin

قلع - (Sn)، عنصر جدول تناوبى با عدد اتمى 50 و جرم اتمى 118.710 گرم بر مول حلبى، حلب، قوطى، سفید کردن، با قلع یا حلبى پوشاندن، در حلب یا قوطى ریختن، حلب کردن

۴

white

سفید، سفیدى، سپیده، سفید شدن، سفید کردن

۵

blanch

رنگ پریده یا سفید شدن، سفید کردن (با اسید و غیره)، سفید پوست کردن، رنگ پریده کردن، رنگ چیزى را بردن

۶

bleach

سفید شدن به وسیله شستن با وسایل شیمیایى، سفید کردن، ماده اى که براى سفید کردن (هر چیزى) به کار رود