فرهنگ آریان‌پور

سفید شدن

#۱۱۹٬۴۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

white

سفید، سفیدى، سپیده، سفید شدن، سفید کردن

۲

blench

جمع شدن و عقب نشینى کردن، برگشتن (در اثر بى تصمیمى یا جبن)، برگرداندن، تاخیر کردن، رنگ خود را باختن، سفید شدن

۳

blanch

رنگ پریده یا سفید شدن، سفید کردن (با اسید و غیره)، سفید پوست کردن، رنگ پریده کردن، رنگ چیزى را بردن

۴

whiten

سفید کردن، سفیدشدن