فرهنگ آریانپور
سفید شدن
#۱۱۹٬۴۸۳
white
سفید، سفیدى، سپیده، سفید شدن، سفید کردن
blench
جمع شدن و عقب نشینى کردن، برگشتن (در اثر بى تصمیمى یا جبن)، برگرداندن، تاخیر کردن، رنگ خود را باختن، سفید شدن
blanch
رنگ پریده یا سفید شدن، سفید کردن (با اسید و غیره)، سفید پوست کردن، رنگ پریده کردن، رنگ چیزى را بردن
whiten
سفید کردن، سفیدشدن