فرهنگ آریان‌پور

سفید

#۱۱۹٬۴۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

hoary

سفید، سفید مایل به خاکسترى، کهن، سالخورده

۲

white

سفید، سفیدى، سپیده، سفید شدن، سفید کردن white blankly

۳

gray

(grey =) ـ خاکسترى، کبود، سفید (در مورد موى سرو غیره)، سفید شونده، روبه سفیدى رونده، (مجازى) باستانى، کهنه، پیر، نا امید، بد بخت، بیرنگ gray چک‌

۴

blank

فاصله یاجاى سفید و خالى، جاى ننوشته، سفیدى، ورقه سفید، ورقه پوچ، فاصله، نانوشته، سفید

۵

snowy

برفى، پوشیده از برف، سفید همچون برف، سفید

۶

silvery

نقره فام، سیمین، سفید، براق، صاف، سیم اندود

۷

light

به سبکى، آهسته، یواش، کم، به چابکى، تند، با خونسردى، از روى بى علاقگى

۸

silver

نقره - (Ag)، عنصر جدول تناوبى با عدد اتمى 47 و جرم اتمى 107.8682 گرم بر مول، سیم نقره پوش کردن، نقره فام شدن