فرهنگ آریانپور
سفید
#۱۱۹٬۴۲۴
hoary
سفید، سفید مایل به خاکسترى، کهن، سالخورده
white
سفید، سفیدى، سپیده، سفید شدن، سفید کردن white blankly
gray
(grey =) ـ خاکسترى، کبود، سفید (در مورد موى سرو غیره)، سفید شونده، روبه سفیدى رونده، (مجازى) باستانى، کهنه، پیر، نا امید، بد بخت، بیرنگ gray چک
blank
فاصله یاجاى سفید و خالى، جاى ننوشته، سفیدى، ورقه سفید، ورقه پوچ، فاصله، نانوشته، سفید
snowy
برفى، پوشیده از برف، سفید همچون برف، سفید
silvery
نقره فام، سیمین، سفید، براق، صاف، سیم اندود
light
به سبکى، آهسته، یواش، کم، به چابکى، تند، با خونسردى، از روى بى علاقگى
silver
نقره - (Ag)، عنصر جدول تناوبى با عدد اتمى 47 و جرم اتمى 107.8682 گرم بر مول، سیم نقره پوش کردن، نقره فام شدن