فرهنگ آریانپور
سفله
#۱۱۹٬۴۱۵
base
پایه، مبنا، پایگاه، ته، زمینه، اساس، بنیاد، ته ستون، تکیه گاه، فرومایه، (موسیقى) صداى بم، بنیان نهادن، مبنا قرار دادن، پست، شالوده
boor
باغبان، روستایى، دهاتى، آدم بى تربیت، آدم خشن
evil
بد، زیان آور، مضر، شریرانه، بدى، زیان
mean
(past: meant ; past participle: meant) ـ میانه، متوسط، وسطى، واقع دروسط، حد وسط، میانه روى، اعتدال، منابع درآمد، عایدى، پست فطرت، بدجنس، آب زیرکاه، قصد داشتن، مقصود داشتن، هدف داشتن، معنى و مفهوم خاصى داشتن، معنى دادن، میانگین
rascal
آدم رذل، شخص پست، آدم حقه باز، پست فطرت
boorish
خشن، بى نزاکت، دهاتى
rascally
از روى پستى، بى شرفانه
scoundrel
(villain =) ـ ارقه، لات، رذل
despicable
پست، خوار، زبون، نکوهش پذیر، مطرود