فرهنگ آریان‌پور

سفره

#۱۱۹٬۳۹۱

معنی‌های انگلیسی
۱

tablecloth

سفره، رومیزى aquifer

۲

table

میز، سفره، خوان، لوح، جدول، لیست، فهرست، (در مجلس) از دستور خارج کردن، معوق گذاردن، روى میز گذاشتن، در فهرست نوشتن، کوهمیز، مطرح کردن

۳

substrate

زیر لایه، شکل فرعى، سفره، لایه

۴

spread

(past: spread ; past participle: spread) ـ پخش کردن، گستردن، فرش کردن، گسترش یافتن، منتشر شدن، بسط و توسعه یافتن، گسترش، وسعت، شیوع، پهن کردن، پهن شدن