فرهنگ آریان‌پور

سفر تفریحی‌ کردن

#۱۱۹٬۳۳۴

معنی‌های انگلیسی
۱

tour

گشت، سفر، مسافرت، سیاحت، ماموریت، نوبت، گشت کردن، سیاحت کردن