فرهنگ آریان‌پور

سفر تفریحی

#۱۱۹٬۳۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

junket

سفر تفریحى، سفر، خوش گذرانى کردن، سور زدن، سفر تفریحى کردن

۲

cruise

سفر دریایى، گشت زدن

۳

outing

خارج، بیرون از، خارج از، افشا شده، آشکار، بیرون، خارج از حدود، حذف شده، راه حل، اخراج کردن، اخراج شدن، قطع کردن، کشتن، خاموش کردن، رفتن، ظاهر شدن، فاش شدن، بیرونى out ـ (99)

۴

excursion

گردش، گشت، سیر، گردش بیرون شهر