فرهنگ آریان‌پور

سفر

#۱۱۹٬۳۱۶

معنی‌های انگلیسی
۱

trek

سفر، کوچ مسافرت با گارى، با زحمت حرکت کردن، با سختى و آهستگى مسافرت کردن

۲

junket

سفر تفریحى، سفر، خوش گذرانى کردن، سور زدن، سفر تفریحى کردن

۳

travel

سفر کردن مسافرت کردن، رهسپار شدن، مسافرت، سفر، حرکت، جنبش، گردش، جهانگردى، درنوردیدن

۴

voyage

سفر دریا، سفر، سفر دریا کردن

۵

journey

سفر، مسافرت، سیاحت، سفر کردن

۶

run

(past: ran ; past participle: run) ـ راندن، رانش، دایر بودن، اداره کردن، دویدن، پیمودن، پخش شدن، جارى شدن، دوام یافتن، ادامه دادن، نشان دادن، ردیف، سلسله، ترتیب، محوطه، سفر و گردش، رد پا، حدود، مسیر، امتداد

۷

rake

شیار، اثر، شن کش، چنگک، چنگال، خط سیر، جاى پا، جاده باریک، شکاف، خمیدگى، شیب، هرزه، فاجر، بد اخلاق، فاسد، رگه، سفر، با سرعت جلو رفتن، با چنگک جمع کردن، جمع آورى کردن

۸

tour

گشت، سفر، مسافرت، سیاحت، ماموریت، نوبت، گشت کردن، سیاحت کردن

۹

trip

سبک رفتن، پشت پا خوردن یازدن، لغزش خوردن، سکندرى خوردن، سفر کردن، گردش کردن، گردش، سفر، لغزش، سکندرى

۱۰

trade

بازرگانى، حرفه، داد و ستد کردن، مبادله کردن، سوداگرى، تجارت، داد و ستد، کسب، پیشه ورى، کاسبى، مسیر، شغل، پیشه، آمد و رفت، سفر، آزار، مزاحمت، مبادله کالا، تجارت کردن با

۱۱

progress

پیشرفت، پیشرفت کردن، پیشروى، حرکت، ترقى، جریان، گردش، سفر

۱۲

expedition

تسریع، سفر، اردوکشى، هئیت اعزامى

۱۳

pilgrimage

زیارت، زیارت اعتاب مقدسه، سفر، زیارت رفتن

۱۴

sally

یورش، حمله، حرکت سریع، شلیک، یورش آوردن، شلیک کردن، حمله ور شدن، جواب سریع و زیرکانه

۱۵

swing

(past: swung ; past participle: swung) ـ آونگان شدن یا کردن، تاب خوردن، چرخیدن، تاب، نوسان، اهتزاز، آونگ، نوعى رقص و آهنگ آن

۱۶

hegira

(hejira =) ـ هجرى، هجرت