فرهنگ آریان‌پور

سفتن

#۱۱۹٬۳۰۰

معنی‌های انگلیسی
۱

bore

سوراخ، سوراخ کردن، گمانه، سنبیدن، سفتن، نقب زدن، خسته کردن، موى دماغ کسى شدن، خسته شدن، منفذ، مته، وسیله سوراخ کردن، کالیبر تفنگ، (مجازى) خسته کننده

۲

pierce

خلیدن، سپوختن، سوراخ کردن (با نیزه و چیز نوک تیزى)، سفتن، فرو کردن (نوک خنجر و غیره)، شکافتن، رسوخ کردن

۳

perforate

سوراخ کردن، سفتن، منگنه کردن، رسوخ کردن

۴

boring

سوراخ (کردن)، کنش، خرده چوبى که از مته کردن به دست مى آید