فرهنگ آریانپور
سفتن
#۱۱۹٬۳۰۰
bore
سوراخ، سوراخ کردن، گمانه، سنبیدن، سفتن، نقب زدن، خسته کردن، موى دماغ کسى شدن، خسته شدن، منفذ، مته، وسیله سوراخ کردن، کالیبر تفنگ، (مجازى) خسته کننده
pierce
خلیدن، سپوختن، سوراخ کردن (با نیزه و چیز نوک تیزى)، سفتن، فرو کردن (نوک خنجر و غیره)، شکافتن، رسوخ کردن
perforate
سوراخ کردن، سفتن، منگنه کردن، رسوخ کردن
boring
سوراخ (کردن)، کنش، خرده چوبى که از مته کردن به دست مى آید