فرهنگ آریان‌پور

سفت شده

#۱۱۹٬۲۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

hard set

سخت شده، منقبض شده، ثابت شده، سفت شده

۲

hardened

سخت کردن، تبدیل به جسم جامد کردن، مشکل کردن، سخت شدن، ماسیدن harden

۳

petrifaction

(petrification =) ـ تحجر، سنگ شدگى