فرهنگ آریان‌پور

سفت

#۱۱۹٬۲۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

taut

سفت، شق، محکم کشیدن، کشیده، مات کردن، درهم پیچیدن، محکم بسته شده (مثل طناب دور یک بسته) پوست‌

۲

callous

سفت، پینه خورده، بى حس، بى عاطفه، سنگ دل، بى حس کردن، پینه زدن، پنبه اى

۳

concrete

سفت کردن، با شفته اندودن یا ساختن، به هم پیوستن، ساروج کردن واقعى، به هم چسبیده، سفت، بتون، ساروج شنى، اسم ذات

۴

fast

تند، تندرو، سریع السیر، جلد و چابک، رنگ نرو، پایدار، باوفا، سفت، روزه، روزه گرفتن، فوراً

۵

horny

شاخى، سفت، سخت، شیپورى، شهوتى

۶

chock

گوه (goveh)، تکه چوبى که چرخ یا چلیکى را از غلتیدن باز مى دارد، از حرکت بازداشتن، (با چوب) محکم کردن، محکم، سفت، کیپ

۷

brawny

پرعضله، گوشتالو، ماهیچه دار، نیرومند، قوى، سفت

۸

knotted

گره دار، برآمده، غلنبه، سفت، دشوار، جمع شده، ازدحام کرده، کلاله دار، منگوله دار

۹

ironclad

زره پوش، آهن پوش، سفت، سخت

۱۰

inelastic

بدون قوه ارتجاعى، بدون کشش، ناجهنده، شق، سرکش، غیر قابل انعطاف، تغییر نا پذیر، سفت

۱۱

micropyle

روزنه یا سوراخ بسیار ریز و خرد، سفت

۱۲

astringent

گس، قابض، جمع کننده، سفت، داروى قابض، سخت گیر، دقیق، طاقت فرسا، شاق، تند و تیز

۱۳

hard boiled

سخت جوشیده، (در مورد تخم مرغ) زیاد سفت شده، سفت، سفت پز، پرتعصب، سرسخت و خشن

۱۴

muscle bound

داراى عضلات سفت و سخت، غیر قابل ارتجاع، سفت

۱۵

hard

سخت، بسختى، مشکل، به زحمت، با درشتى