فرهنگ آریان‌پور

سفارشی

#۱۱۹٬۲۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

bespoke

سفارشى، قراردادى، نامزدى، نامزد شده custombuilt custommade madetoorder

۲

custom made

سفارشى، سفارش داده شده (مثل لباس)

۳

custom built

سفارشى، اختصاصى، سفارشى (لباس و غیره)، سفارشى تهیه شده

۴

order

راسته، دسته، طبقه، زمره، صنف، آئین و مراسم، فرقه یا جماعت مذهبى، گروه خاصى، انجمن، دسته اجتماعى، سامان، نظم، انتظام، آرایش، رسم، آئین، مقام، مرتبه، سبک، طرز، مرحله، نوع، دستور، امر، درمان، امریه، فرمایش، حواله، برات دستور دادن، منظم کردن، سفارش دادن، تنظیم کردن، ترتیب، رتبه، سفارش، مرتب کردن

۵

custom

رسم، سنت، عادت، عرف، (در جمع) حقوق گمرکى، گمرک، برحسب عادت، عادتى custom پوشاک‌ tailormade

۶

bespoken

(past: bespoke ; past participle: bespoke, bespoken) ـ قبلا در باره چیزى صحبت کردن، از پیش سفارش دادن، حاکى بودن از