فرهنگ آریانپور
سعید
#۱۱۹٬۱۸۷
happy
خوش، خوشحال، شاد، خوشوقت، خوشدل، خرسند، سعادتمند، راضى، سعید، مبارک، فرخنده
jovial
طرب انگیز، خوش گذران، عیاش، سعید
blessed
مبارک، سعید، خجسته، خوشبخت
benedict
نوداماد، (م.ل.) مبارک، خجسته، سعید، خوشحال، ملایم، سست، رام، نرم
auspicious
فرخ، فرخنده، خجسته، سعید، مبارک، بختیار، مساعد
glad
خرسند، خوشحال، شاد، خوشرو، مسرور، خوشنود
blest
(past: blessed, blest ; past participle: blessed, blest) ـ تقدیس کردن، برکت دادن، دعا کردن، مبارک خواندن، با علامت صلیب کسى را برکت دادن
joyous
سرور آمیز، ناشى از خوشى، خوش، خوشحال
holiday
روزبیکارى، تعطیل، روز تعطیل، تعطیل مذهبى
fortunate
خوشبخت، مساعد، خوش شانس، خوب
prosperous
کامیاب، موفق، کامکار