فرهنگ آریان‌پور

اظهار

#۱۱٬۹۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

statement

اظهار، بیان، گفته، تقریر، اعلامیه، شرح، توضیح، حکم، بیانیه واژه هاى شامل

۲

allegation

اظهار، ادعا، بهانه، تائید

۳

say

(past: said ; past participle: said) ـ گفتن، اظهار داشتن، حرف زدن، بیان کردن، سخن گفتن، صحبت کردن سخن، حرف، اظهار، نوبت حرف زدن، مثلا

۴

remark

ملاحظه کردن، اظهار داشتن، اظهار نظریه دادن، اظهار، بیان، توجه، ملاحظه، تذکر، تبصره

۵

saying

(past: said ; past participle: said) ـ گفتن، اظهار داشتن، حرف زدن، بیان کردن، سخن گفتن، صحبت کردن سخن، حرف، اظهار، نوبت حرف زدن، مثلا say

۶

adductor

اقامه، اظهار، ایراد، ارائه، (کالبد شکافى) تمایل عضو به طرف محور، نزدیک کننده

۷

proposal

پیشنهاد، طرح، طرح پیشنهادى، اظهار، ابراز

۸

adduction

نزدیکى، قرب، اقامه، اظهار

۹

avouchment

اقرار، تصدیق، اظهار

۱۰

declaration

بیان، اظهار نامه، اعلامیه، اعلام، اعلان، اظهار

۱۱

predication

اسناد، اطلاق، اظهار، اثبات، موعظه، اعلام

۱۲

indigitation

آگهى، اعلام، اظهار، اعلان، شمارش

۱۳

signification

معنى، مفهوم، مفاد، تعیین، اظهار، ابلاغ

۱۴

say so

حق بیان، دستور، بیان، اظهار

۱۵

plea

دادخواست، منازعه، مشاجره، مدافعه، عذر، بهانه، تقاضا، استدعا، پیشنهاد، وعده مشروط، ادعا

۱۶

showing

(past: showed ; past participle: shown, showed) ـ نشان دادن، نمودن، ابراز کردن، فهماندن، نشان، ارائه، نمایش، جلوه، اثبات show