فرهنگ آریانپور
سطحی
#۱۱۹٬۰۹۸
planar
سطحى، مسطح، دو وجهى
superficiality
سطحى (بودن)، دانش سطحى، بى مایگى
skin deep
سطحى، فقط تا روى پوست، رویى، ظاهرى
shallow
کم ژرفا، کم عمق، کم آب، سطحى، کم عمق کردن
acrotic
(پزشکى) سطحى، رویى، بیرونى، خارجى
sketchy
عارى از جزئیات، سردستى، از روى عجله، ناقص، سطحى
surface
رویه، سطح، ظاهر، بیرون، نما، ظاهرى، سطحى، جلا دادن، تسطیح کردن، بالا آمدن (به سطح آب) ـ
superficial
صورى، سطحى، سرسرى، ظاهرى
passing
گذرنده، زود گذر، فانى، بالغ بر، در گذشت skindeep
nominal
اسمى، صورى، جزیى، کم قیمت
outward
(outwards =) ـ به طرف خارج، بیرونى، ظاهرى
external
خارج، بیرون، ظاهر، سطح، ظواهر، بیرونى، خارجى
simplistic
ساده طبع، ساده
sophomoric
نارس، کم عمق