واژههای فارسی←سستاندنفرهنگ آریانپورسستاندن#۱۱۹٬۰۱۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱emasculateاز مردى انداختن، اخته کردن، (مجازى) سست کردنواژههای نزدیک در الفباسست و بی حالمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسست و بی حال ادممشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسست و بی دواممشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسست و شلمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسست و ضعیفمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیسست و مرطوبمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر