فرهنگ آریانپور
سزیدن
#۱۱۸٬۹۶۰
deserve
سزیدن، سزاوار بودن، شایستگى داشتن، لایق بودن، استحقاق داشتن
fit
بیهوشى، غش، تشنج، هیجان، درخور، مناسب، شایسته، تندرست، اندازه بودن (جامه) برازندگى، زیبنده بودن بر، مناسب بودن براى، (مجازى) شایسته بودن، متناسب کردن، سوار یا جفت کردن، (حقوق) صلاحیت دار کردن، تطبیق کردن، قسمتى از شعر یا سرود، بند، در خور، مقتضى، خوراندن
befit
برازیدن، درخور بودن، مناسب بودن
merit
شایستگى، سزاوارى، لیاقت، استحقاق، شایسته بودن، استحقاق داشتن
pertain
وابسته بودن، مربوط بودن، متعلق بودن، مناسب
qualify
صلاحیت داشتن، واجد شرایط شدن، توصیف کردن، محدود کردن، تعیین کردن، قدرت را توصیف کردن، از بدى چیزى کاستن، منظم کردن، کنترل کردن