فرهنگ آریان‌پور

سری کردن

#۱۱۸٬۸۴۹

معنی‌های انگلیسی
۱

encipher

سرى کردن، به رمز نوشتن، رمز نوشتن، با رمز درآمیختن

۲

cipher

صدر، سر، سرى کردن، عدد صفر، رمز، حروف یا مهر رمزى، حساب کردن (با ارقام)، صفر گذاردن، به رمز درآوردن

۳

ciphering

صدر، سر، سرى کردن، عدد صفر، رمز، حروف یا مهر رمزى، حساب کردن (با ارقام)، صفر گذاردن، به رمز درآوردن