فرهنگ آریان‌پور

سروصدا

#۱۱۸٬۸۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

noise

خش، اختلال، پارازیت، سر و صدا، صدا، شلوغ، قیل و قال، طنین، صدا راه انداختن، شایعه و تهمت noise noisiness

۲

discord

ناسازگارى، اختلاف، دعوا، نزاع، نفاق، ناجور بودن، ناسازگار بودن

۳

ballyhoo

نمایش پر سر و صدا (براى جلب توجه مردم) ـ آگهى پر سر و صدا کردن

۴

commotion

آشوب، اضطراب، جنبش، اغتشاش، هیاهو

۵

horseplay

بازى خشن و خرکى، شوخى خرکى

۶

hullabaloo

غریو، هیاهو، خروش، همهمه، شلوغ، آشفتگى hurlyburly