فرهنگ آریانپور
سرهم بندی کردن
#۱۱۸٬۶۷۸
patch
تکه، وصله، مشمع روى زخم، قطعه زمین، جالیز، مدت، زمان معین، وصله ناجور، وصله کردن، وصله دوزى کردن، تعمیر کردن، به هم جور کردن، سرهم کردن
tinker
بند زن، وصال (vassaal)، سرهم بندى، وصله کارى، تعمیر کردن، بندزدن
improvise
بالبداهه ساختن، آنا ساختن، تعبیه کردن