فرهنگ آریان‌پور

سره

#۱۱۸٬۶۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

navel

(کالبد شکافى) ناف، سره، (مجازى) میان، وسط

۲

proper subset

زیر مجموعه، سره

۳

net

تور، تورى، دام، شبکه، تار عنکبوت، تور ماهى گیرى و امثال آن، خالص، ویژه، خرج دررفته، اساسى، اصلى، به دام افکندن، با تور گرفتن، شبکه دار کردن، به تور انداختن

۴

fine

جریمه، تاوان، غرامت، جریمه کردن، جریمه گرفتن از، صاف کردن، کوچک کردن، صاف شدن، رقیق شدن، خوب، فاخر، نازک، عالى، لطیف، نرم، ریز، شگرف

۵

neat

پاکیزه، تمیز، شسته و رفته، مرتب، گاو

۶

pure

خالص، پاک، تمیز، ناب، ژاو، (نژاد) اصیل، خالص کردن، پالایش کردن، بى غش، محض

۷

plain

پهن، مسطح، هموار، صاف، برابر، واضح، آشکار، رک و ساده، ساده، جلگه، دشت، هامون، میدان یا محوطه جنگ، بدقیافه، شکوه، شکوه کردن

۸

proper

درست، به طور صحیح، موافق آداب، به طور شایسته، کاملاً، خیلى خوب

۹

native

بومى، اهلى، محلى

۱۰

purely

صرفاً، کاملاً، بکلى، منحصراً، به طور خالص یا یکدست یا بى گناه

۱۱

refined

مهذب، پالوده