فرهنگ آریانپور
سره
#۱۱۸٬۶۶۵
navel
(کالبد شکافى) ناف، سره، (مجازى) میان، وسط
proper subset
زیر مجموعه، سره
net
تور، تورى، دام، شبکه، تار عنکبوت، تور ماهى گیرى و امثال آن، خالص، ویژه، خرج دررفته، اساسى، اصلى، به دام افکندن، با تور گرفتن، شبکه دار کردن، به تور انداختن
fine
جریمه، تاوان، غرامت، جریمه کردن، جریمه گرفتن از، صاف کردن، کوچک کردن، صاف شدن، رقیق شدن، خوب، فاخر، نازک، عالى، لطیف، نرم، ریز، شگرف
neat
پاکیزه، تمیز، شسته و رفته، مرتب، گاو
pure
خالص، پاک، تمیز، ناب، ژاو، (نژاد) اصیل، خالص کردن، پالایش کردن، بى غش، محض
plain
پهن، مسطح، هموار، صاف، برابر، واضح، آشکار، رک و ساده، ساده، جلگه، دشت، هامون، میدان یا محوطه جنگ، بدقیافه، شکوه، شکوه کردن
proper
درست، به طور صحیح، موافق آداب، به طور شایسته، کاملاً، خیلى خوب
native
بومى، اهلى، محلى
purely
صرفاً، کاملاً، بکلى، منحصراً، به طور خالص یا یکدست یا بى گناه
refined
مهذب، پالوده