فرهنگ آریانپور
سرنوشت ساز
#۱۱۸٬۶۵۲
fatal
کشنده، مهلک، مصیبت آمیز، وخیم
swing
(past: swung ; past participle: swung) ـ آونگان شدن یا کردن، تاب خوردن، چرخیدن، تاب، نوسان، اهتزاز، آونگ، نوعى رقص و آهنگ آن
crucial
وخیم، بسیار سخت، قاطع
fateful
مهم، شوم
delicate
ظریف، خوشمزه، لطیف، نازک بین، حساس
decisive
قطعى، قاطع
historic
تاریخى، مشهور، معروف، مبنى بر تاریخ
definitive
قطعى، قاطع، صریح، معین کننده، نهایى