فرهنگ آریان‌پور

سرنوشت

#۱۱۸٬۶۴۹

معنی‌های انگلیسی
۱

fate

سرنوشت، تقدیر، قضا و قدر، نصیبب و قسمت، مقدر شدن، به سرنوشت شوم دچار کردن

۲

destiny

سرنوشت، آبشخور، تقدیر، نصیب و قسمت

۳

predestination

سرنوشت، تقدیر، جبر و تفویض، فلسفه جبرى

۴

die

مردن، درگذشتن، جان دادن، فوت کردن طاس، طاس تخته نرد، مهره، سرپیچ، بخت، قمار، (مجازى) سرنوشت به شکل حدیده یا قلاویز درآوردن، با حدیده و قلاویز رزوه کردن، قالب گرفتن، سر سکه

۵

lot

بسى، بسیار، چندین، قواره، تکه، سهم، بخش، بهره، قسمت، سرنوشت، پارچه، قطعه، توده انبوه، قرعه، محوطه، قطعه زمین، جنس عرضه شده براى فروش، کالا، تقسیم بندى کردن، جور کردن، بخش کردن، سهم بندى کردن

۶

dole

قسمت، حصه، سرنوشت، تقسیم پول یا غذا در فواصل معین، صدقه، کمک هزینه دولتى به بیکاران، حق بیمه ایام بیکارى، اندوه، ماتم

۷

doom

حکم، حکم مجازات، سرنوشت بد، فنا، حکم دادن، مقرر داشتن، محشر

۸

karma

کار، کردار، سرنوشت، مراسم دینى، (در دین بودا) حاصل کردار انسان

۹

kismet

قسمت، سرنوشت

۱۰

portion

بخش، سهم، جزء، تکه، بهره، برخه، نصیب، سرنوشت، قسمت، ارث، تسهیم کردن، سهم بندى کردن، بخشیدن

۱۱

allotment

پخش، تقسیم، تخصیص، سرنوشت، تقدیر، سهم، جیره، تسهیم

۱۲

destination

مقصد، سرنوشت، تقدیر

۱۳

hap

اتفاق، قضا، روى دادن، اتفاق افتادن

۱۴

luck

شانس، بخت، اقبال، خوشبختى واژه هاى شامل

۱۵

chance

بخت، تصادف، شانس، فرصت، مجال، اتفاقى، اتفاق افتادن

۱۶

fortune

بحث و اقبال، طالع، خوش بختى، شانس، مال، دارایى، ثروت، اتفاق افتادن، مقدر کردن