فرهنگ آریانپور
سرنگون کردن
#۱۱۸٬۶۴۳
unseat
سرنگون کردن (از تخت یا کرسى)، محروم کردن نماینده از کرسى
overset
واژگون ساختن، بر هم زدن، سرنگون کردن، زینت دادن، زیاد بار کردن، شلوغ کردن، واژگونى
overthrow
(past: overthrew ; past participle: overthrown) ـ بر انداختن، به هم زدن، سرنگون کردن، منقرض کردن، مضمحل کردن، موقوف کردن، انقراض