فرهنگ آریان‌پور

سرند کردن

#۱۱۸٬۶۲۷

معنی‌های انگلیسی
۱

sift

الک کردن، بیختن، وارسى کردن، الک

۲

screen

پرده، روى پرده افکندن، غربال، غربال کردن، پرده سینما، صفحه تلویزیون، دیوار، تخته حفاظ، تور سیمى، پنجره تورى دار، الک کردن، تور سیمى نصب کردن (به در و پنجره)، روى پرده سینمایا تلویزیون نمایش دادن

۳

winnow

بوجارى کردن، باد افشان کردن، باد دادن، افشاندن، پاک کردن، غربال کردن، به جنبش در آوردن