فرهنگ آریان‌پور

سرنامه

#۱۱۸٬۶۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

letterhead

سرنامه، عنوان چاپى بالاى کاغذ

۲

address

درست کردن، مرتب کردن، متوجه ساختن، قراول رفتن، دستور دادن، اداره کردن، نظارت کردن، خطاب کردن، عنوان نوشتن، مخاطب ساختن، سخن گفتن عنوان، نام و نشان، سرنامه، نشانى، آدرس، خطاب، خطابه، نطق، عریضیه، طرزخطاب، برخورد، مهارت، حمل، ارسال، نشانى دادن address ـ (44)

۳

title

کنیه، لقب، سمت، عنوان، اسم، مقام، نام، حق، استحقاق، سند، صفحه عنوان کتاب، عنوان نوشتن، واگذار کردن، عنوان دادن به، لقب دادن، نام نهادن

۴

heading

نوک، سر، کله، راس، عدد، ابتدا ى، انتها، دماغه، دهانه، رئیس، سالار، عنوان، موضوع، منتها درجه، موى سر، فهم، خط سر، فرق، سرصفحه، سرستون، سر درخت، اصلى، عمده، مهم سر گذاشتن به، داراى سر کردن، ریاست داشتن بر، رهبرى کردن، دربالا واقع شدن head ـ (58)