سرمشق
#۱۱۸٬۵۸۹
Lead
[n]: سرب - (Pb)، عنصر جدول تناوبى با عدد اتمى 82 و جرم اتمى 207.2 گرم بر مول (past: led ; past participle: led) ـ سرب پوش کردن، سرب گرفتن، با سرب اندودن، سوق دادن، منجر شدن، رهبرى کردن، بردن، راهنمایى کردن، هدایت کردن، بر آن داشتن شاقول گلوله، رنگ سربى، پیش افت، تقدم، راهنمایى، رهبرى، هدایت، سرمشق، راه آب، مدرک
lead
[n]: سرب - (Pb)، عنصر جدول تناوبى با عدد اتمى 82 و جرم اتمى 207.2 گرم بر مول (past: led ; past participle: led) ـ سرب پوش کردن، سرب گرفتن، با سرب اندودن، سوق دادن، منجر شدن، رهبرى کردن، بردن، راهنمایى کردن، هدایت کردن، بر آن داشتن شاقول گلوله، رنگ سربى، پیش افت، تقدم، راهنمایى، رهبرى، هدایت، سرمشق، راه آب، مدرک
fugle
(علوم نظامى) پیشرو شدن، پیشاهنگ شدن، سرمشق
model
نمونه، مدل، مدل سازى، سرمشق، قالب، طرح، نقشه، طرح ریختن، ساختن، شکل دادن، مطابق مدل معینى در آوردن، نمونه قرار دادن
example
نمونه، مثال، مثل، سرمشق، عبرت، مسئله، بامثال و نمونه نشان دادن
pattern
الگو، نقش، انگاره، طرح، صفات و خصوصیات فردى، خصوصیات، به عنوان نمونه یا سرمشق به کار رفتن، نظیربودن، همتا بودن، تقلید کردن، نقشه یا طرح ساختن، به عنوان الگو به کار بردن
exemplar
نمونه، سرمشق، نظیر، مانند، مثال، مثل، نسخه
pacemaker
دستگاه تنظیم کننده ضربان قلب، سرمشق، راهنما، پیشقدم
exemplary
شایان تقلید، ستوده، نمونه و سرمشق
mold
قارچ انگلى گیاهان، کپک قارچى، کپرک، کپرک زدن، قالب، کالبد، با قالب به شکل درآوردن
paragon
معیار، مقیاس رفعت و خوبى، نمونه کامل، رقابت کردن، به عنوان نمونه به کار بردن، برترى یافتن
exemplification
تمثیل، نمونه آورى، مثال آورى، استنساخ