فرهنگ آریان‌پور

سرمایه گذاری کردن

#۱۱۸٬۵۶۲

معنی‌های انگلیسی
۱

fund

وجوه، سرمایه، تنخواه، ذخیره وجوه احتیاطى، صندوق، سرمایه ثابت یا همیشگى، پشتوانه، تهیه وجه کردن، سرمایه گذارى کردن