فرهنگ آریانپور
سرمایه گذاری کردن
#۱۱۸٬۵۶۱
put
(past: put ; past participle: put) ـ گذاردن، قرار دادن، عذاب دادن، تقدیم داشتن، ارائه دادن، در اصطلاح یا عبارت خاصى قرار دادن، ترجمه کردن، تعبیر کردن، عازم کارى شدن، به فعالیت پرداختن، به کار بردن، منصوب کردن واداشتن، ترغیب کردن، متصف کردن، فرض کردن، ثبت کردن، تعویض کردن، انداختن، پرتاب، سعى، مستقر
sink
(past: sank, sunk ; past participle: sunk) ـ چاهک، فرو رفتن، فروبردن، دست شویى آشپزخانه، وان دستشویى، رسوخ، ته نشینى، حفره یا گودال، نزول کردن، غرق شدن، ته رفتن، نشست کردن، گود افتادن
embark
در کشتى سوار کردن، در کشتى گذاشتن، عازم شدن، شروع کردن
invest
گذاردن، نهادن، منصوب کردن، اعطاء کردن سرمایه گذاردن
capitalize
تبدیل به سرمایه کردن، با حروف درشت نوشتن، سرمایه جمع کردن