فرهنگ آریان‌پور

سرماخوردگی

#۱۱۸٬۴۹۹

معنی‌های انگلیسی
۱

cold

سرما، سرماخوردگى، زکام، سردشدن یا کردن

۲

head cold

(پزشکى) سرماخوردگى معمولى، زکام، نزله

۳

common cold

(پزشکى) سرماخوردگى، گریپ، نزله، زکام

۴

rheum

آب بینى، ریزش آب چشم یا دهان، درد رماتیسم، سرما خوردگى، نزله، باد مفاصل

۵

grippe

(grip =) ـ (پزشکى) نزله وبایى ناى، زکام همه جا گیر، گریپ، آنفلوانزا