فرهنگ آریانپور
سرگین
#۱۱۸٬۴۵۳
dung
کود، مدفوع حیوانات (مثل گاو و اسب)، پشکل، کود دادن، سرگین
muck
کود، کود تازه، سرگین، کثافت، پول، آلوده کردن، خراب کردن، زحمت کشیدن
shit
(past: shitted, shat ; past participle: shitted, shat) ـ ریدن، گه، ان، عن
feces
مدفوع انسان و حیوان
stool
چارپایه، عسلى، کرسى، صندلى مستراح فرنگى، مدفوع، پیخال، سکوب، ادرار کردن
waste
هرز دادن، حرام کردن، بیهوده تلف کردن، نیازمند کردن، بى نیرو و قوت کردن، از بین رفتن، باطله، زائد، اتلاف
excrement
نجاست، مدفوع، پس مانده، فضله، زوائد
evacuation
تخلیه، تهى سازى، برون برى