فرهنگ آریان‌پور

سرگشته‌ کردن

#۱۱۸٬۴۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

perplex

بهت زده کردن، گیج کردن، سردرگم کردن، سرگشته کردن

۲

dazzle

خیره کردن، تابش یا روشنى خیره کننده

۳

puzzle

گیچ کردن، آشفته کردن، متحیر شدن، لغز، معما، چیستان، جدول معما

۴

confuse

مغشوش شدن، با هم اشتباه کردن، آسیمه کردن، گیج کردن، دست پاچه کردن

۵

fluster

سراسیمه کردن، گیج کردن، گرم شدن کله (در اثر مشروب)، دست پاچه کردن، عصبانى کردن، آشفتن، مضطرب کردن، سرآسیمگى، دست پاچگى

۶

nonplus

پریشانى، آشفتگى، بى تصمیمى، بى تصمیم، بى تصمیم بودن، پریشان کردن

۷

astonish

متحیر کردن، گیج کردن

۸

confound

پریشان کردن، گیج کردن، عاجز کردن

۹

disorient

به هم خوردن، ناجور شدن، غیرمتجانس شدن