فرهنگ آریان‌پور

سرکارگر

#۱۱۸٬۳۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

foreman

سرکارگر، سرعمله، مباشرت کردن

۲

boss

رئیس کارفرما، ارباب، برجسته، برجسته کارى، ریاست کردن بر، اربابى کردن (بر)، نقش برجسته تهیه کردن، برجستگى

۳

gaffer

پیر مرد روستایى، (جلو اسم خاص) آقا

۴

ganger

سر عمله، مسافر پیاده، اسب تند رو

۵

forewoman

(forelady =) ـ زن سخنگو و رئیس درهیئت منصفه، لیدرزن

۶

supervisor

برنگر، مباشر، ناظر، سرپرست