فرهنگ آریان‌پور

سرعمله

#۱۱۸٬۲۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

foreman

سرکارگر، سرعمله، مباشرت کردن

۲

forehand

قسمت ممتاز، مزیت، سرعمله، مباشر، سروسینه و دست اسب، جلودار، پیشتاز