فرهنگ آریان‌پور

سرشکسته‌ کردن

#۱۱۸٬۱۴۱

معنی‌های انگلیسی
۱

foul

ناپاک، پلید، شنیع، ملعون، غلط، نادرست، خلاف، طوفانى، حیله، جرزنى، بازى بى قاعده، ناپاک کردن، لکه دار کردن، گوریده کردن، چرک شدن، به هم خوردن، گیر کردن، نارو زدن (در بازى) ـ

۲

humiliate

پست کردن، تحقیر کردن، اهانت کردن به