فرهنگ آریانپور
سرشتی
#۱۱۸٬۱۳۸
natural
طبیعى، سرشتى، نهادى، ذاتى، فطرى، جبلى، بدیهى، مسلم، استعداد ذاتى، احمق، دیوانه، عادى natural visceral
inbred
ذاتى، جبلى، فطرى، غریزى، ایجاد شده بر اثر تخم کشى از موجودات هم تیره
innate
درون زاد، ذاتى، فطرى، جبلى، مادرزاد، طبیعى، لاینفک، اصلى، داخلى، درونى، چسبنده، غریزى
inward
درونى، تویى، داخلى، (مجازى) باطنى، ذاتى، داخل رونده، دین دار، پرهیزکار، رام، درون
native
بومى، اهلى، محلى
ingrown
روینده و رشد کننده در درون چیز دیگرى، اصلى، فطرى
inherent
ذاتى، اصلى، چسبنده
internal
داخلى، درونى، ناشى از درون، باطنى
instinctive
غریزى، فطرى، طبیعى، غیر ارادى، خودبخود