فرهنگ آریان‌پور

سرشتی

#۱۱۸٬۱۳۸

معنی‌های انگلیسی
۱

natural

طبیعى، سرشتى، نهادى، ذاتى، فطرى، جبلى، بدیهى، مسلم، استعداد ذاتى، احمق، دیوانه، عادى natural visceral

۲

inbred

ذاتى، جبلى، فطرى، غریزى، ایجاد شده بر اثر تخم کشى از موجودات هم تیره

۳

innate

درون زاد، ذاتى، فطرى، جبلى، مادرزاد، طبیعى، لاینفک، اصلى، داخلى، درونى، چسبنده، غریزى

۴

inward

درونى، تویى، داخلى، (مجازى) باطنى، ذاتى، داخل رونده، دین دار، پرهیزکار، رام، درون

۵

native

بومى، اهلى، محلى

۶

ingrown

روینده و رشد کننده در درون چیز دیگرى، اصلى، فطرى

۷

inherent

ذاتى، اصلى، چسبنده

۸

internal

داخلى، درونى، ناشى از درون، باطنى

۹

instinctive

غریزى، فطرى، طبیعى، غیر ارادى، خودبخود