فرهنگ آریانپور
سرشتن
#۱۱۸٬۱۳۳
mix
آمیختن، آمیزه، مخلوط، درهم کردن، آشوردن، سرشتن، قاتى کردن، مخلوط کردن، اختلاط
brew
به وسیله جوشاندن و تخمیر آبجو ساختن، دم کردن، سرشتن، آمیختن، اختلاط
form
ورقه، صورت، دیس، شکل، تشکیل دادن، ریخت، ترکیب، تصویر، وجه، روش، طریقه، برگه، فرم، ساختن، به شکل درآوردن، قالب کردن، پروردن، شکل گرفتن، سرشتن، فراگرفتن
knead
خمیر کردن، ورزیدن، سرشتن، آمیختن، مالیدن
shape
شکل، صورت، قواره، ریخت، اندام، تجسم، شکل دادن به، سرشتن، شکل دادن
blend
مخلوطى (از چند جنس خوب و بد و متوسط) تهیه کردن (مثل چاى)، ترکیب، مخلوط، آمیختگى، آمیزه
mingle
ممزوج شدن، آمیختن، بخاطر آوردن، ذکر کردن، مخلوط کردن
compound
مرکب، چند جزیى، جسم مرکب، لفظ مرکب، بلور دوتایى محوطه، عرصه، حیاط، ترکیب ترکیب کردن، آمیختن