فرهنگ آریان‌پور

سرشار کردن

#۱۱۸٬۱۱۷

معنی‌های انگلیسی
۱

fill

پر کردن، سیر کردن، نسخه پیچیدن، پر شدن، انباشتن، آکندن، باد کردن

۲

load

بار، کوله بار، فشار، مسئولیت، بار الکتریکى، عمل پر کردن تفنگ با گلوله، عملکرد ماشین یا دستگاه، بار کردن، پر کردن، گرانبار کردن، سنگین کردن، فیلم (در دوربین) گذاشتن، بار گیرى شدن، بار زدن، تفنگ یا سلاحى را پر کردن

۳

flush

تراز، به طور ناگهانى غضبناک شدن، بهیجان آمدن، چهره گلگون کردن (در اثر احساسات و غیره)، سرخ شدن، قرمز کردن، آب را با فشار ریختن، سیفون توالت، آبریز مستراح را باز کردن (براى شستشوى آن)، تراز کردن (گاهى با up)

۴

inspirit

(معنى مجازى) روح دادن (به)، جان دادن (به)، تشویق کردن، بر سر غیرت آوردن، تحریک کردن

۵

overflow

سرشار شدن یا کردن لبریز شدن، طغیان کردن، طغیان، سیل، اضافى، سرریز

۶

saturate

اشباع کردن، اشتباه کردن، سیر کردن، آغشتن

۷

impregnate

آبستن کردن، لقاح کردن، اشباع کردن