فرهنگ آریانپور
سرشار بودن
#۱۱۸٬۱۱۳
brim
لبه، کنار، حاشیه، پر کردن
burst
(past: burst ; past participle: burst) ـ قطع کردن، ترکیدن، از هم پاشیدن، شکفتن، منفجر کردن، انفجار، شیوع، قطارى، پشت سر هم
overflow
سرشار شدن یا کردن لبریز شدن، طغیان کردن، طغیان، سیل، اضافى، سرریز