فرهنگ آریان‌پور

سرشار

#۱۱۸٬۱۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

alive

زنده، در قید حیات، روشن، سرزنده، سرشار، حساس

۲

galore

فراوان، بسیار، سرشار

۳

profuse

فراوان، وافر، سرشار، سارى، لبریز، سرشار ساختن

۴

opulence

توانگرى، دولتمندى، وفور، سرشار

۵

plenteous

وافر، سرشار، پربار

۶

profluent

پرجریان، جارى به مقدار زیاد، سارى، روان، سرشار

۷

plenitudinous

وافر، سرشار

۸

full

انباشته، تمام، پر، لبریز، کامل (مثل ماه)، بالغ، رسیده، پرى، سیرى، پر کردن، پرشدن، (در بازى پوکر) فول، آکنده، مملو، کامل

۹

lush

پر آب، آبدار، شاداب، پرپشت، با شکوه، مست کردن، مشروبخوار، الکلى

۱۰

ample

فراخ، پهناور، وسیع، فراوان، مفصل، پر، بیش از اندازه

۱۱

brimful

لبریز

۱۲

fraught

پر، مملو، دارا، همراه، ملازم، بار شده بار، کرایه، بار کردن

۱۳

opulent

وافر

۱۴

wealthy

دارا، توانگر، دولتمند، ثروتمند، چیز دار، غنى

۱۵

prodigal

ولخرج، مسرف، اسراف آور، متلف، پر تجمل

۱۶

plentiful

وافر، فراوان

۱۷

saturated

اشباع شده، سیر شده