فرهنگ آریانپور
سرشار
#۱۱۸٬۱۱۰
alive
زنده، در قید حیات، روشن، سرزنده، سرشار، حساس
galore
فراوان، بسیار، سرشار
profuse
فراوان، وافر، سرشار، سارى، لبریز، سرشار ساختن
opulence
توانگرى، دولتمندى، وفور، سرشار
plenteous
وافر، سرشار، پربار
profluent
پرجریان، جارى به مقدار زیاد، سارى، روان، سرشار
plenitudinous
وافر، سرشار
full
انباشته، تمام، پر، لبریز، کامل (مثل ماه)، بالغ، رسیده، پرى، سیرى، پر کردن، پرشدن، (در بازى پوکر) فول، آکنده، مملو، کامل
lush
پر آب، آبدار، شاداب، پرپشت، با شکوه، مست کردن، مشروبخوار، الکلى
ample
فراخ، پهناور، وسیع، فراوان، مفصل، پر، بیش از اندازه
brimful
لبریز
fraught
پر، مملو، دارا، همراه، ملازم، بار شده بار، کرایه، بار کردن
opulent
وافر
wealthy
دارا، توانگر، دولتمند، ثروتمند، چیز دار، غنى
prodigal
ولخرج، مسرف، اسراف آور، متلف، پر تجمل
plentiful
وافر، فراوان
saturated
اشباع شده، سیر شده